ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
  1. #1
    support
    Super Moderator
    تاریخ عضویت
    2010/05/22
    نوشته ها
    67,282
    میزان امتیاز
    77

    4 داستان کوتاه و زیبا از کوروش کبیر



    زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود
    بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.
    کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
    کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
    کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری
    به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
    سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در
    توان داشتند برای کوروش فرستادند.
    وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت
    بسیار بیشتر بود.
    کوروش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه
    داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست
    و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا
    کسی آن را ببرد
  2. #2
    majnoone_leili
    majnoone_leili
    Guest

    پیش فرض

    خیلی جالب بود مرسی..................
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •