عصر ايران ؛ مازیارآقازاده – مرز بازرگان 29 اسفند 1389 خورشيدي و در آخرين روز سال ، جمعيتي زياد در صف خروج از كشور و ورود به تركيه هستند ، كار پرداخت عوارض خروج و مهر شدن پاسپورت دو ساعتي به طول مي انجامد .


كارها انجام مي شود و از مرز رد مي شويم ، آن طرف مرز تقريبا 500 متري با چمدان ها پياده طي مي كنيم تا به اتوبوس بنزي كه انتظار ما را مي كشد برسيم .

رانندگان تركيه اي اتوبوس ، چمدان ها را گرفته و بار ماشين مي كنند و بدين سان سفر دو هفته اي ما پيش از تحويل سال نو به تركيه آغاز مي شود.





انرژی

نخستين چيزي كه در لحظه ورود به تركيه توجه من را جلب مي كند انبوه دستگاه هاي توليد انرژي خورشيدي بر سقف بام هاي خانه ها و بناهاي دولتي است كه از ساختمان هاي نقطه صفر مرزي تا شهر استانبول در منتهي اليه غرب تركيه خودنمايي مي كنند.

توليد انرژي براي تركيه معضلي جدي است چرا كه اين كشور فاقد منابع نفت و گاز است و هم از اين رو دولتمردان اين كشور در دهه گذشته تلاش كرده اند با توليد انرژي هاي پاك از ميزان وابستگي خود به واردات
سوخت هاي فسيلي بكاهند.

اتوبوس حدود يك ساعت پس از سوار كردن ما و طي كردن مسيري در حدود 80 كيلومتر در يك پمپ بنزين توقف مي كند . از اتوبوس پياده مي شويم . قيمت بنزين را مي پرسم مي گويد 4 ليرو خرده اي ، يعني به پول ما هر ليتر بيش از 3 هزار تومان . رقم بسيار بالايي است . راننده مي گويد كه تركيه گران ترين كشور جهان در زمينه قيمت بنزين است.

سوار مي شويم و اتوبوس به حركت خود ادامه مي دهد . مقصد اولين شهر توقفگاه ما شهر تاريخي و زيباي " كاپادوكيه " است ، ما براي رسيدن به اين شهر بايد يك شب ديگر را نيز در اتوبوس بخوابيم و طبق برنامه سفري كه به مسافران داده شده ساعت 7 تا 8 صبح قرار است به اين شهر برسيم.

ناهار را در شهر ارزروم توقف مي كنيم . براي صرف ناهار و احيانا خريد وارد مركز خريد بزرگ شهر مي شويم . اين گونه مركز خريد ها تقريبا در همه شهرهاي جهان از يك الگوي مشترك پيروي مي كنند و براي ما جذابيت چنداني ندارد .
ناهار را در اين مركز مي خوريم و در داخل مركز خريد گشت و گذاري مي كنيم . خانم ها خريد را آغاز كرده اند و يكي از همسفران من هم نخستين خريد خود را از اين مركز انجام مي دهد .

هفت سین در ترکیه

شب را در يك رستوران بين راهي در شهر ارزينجان براي صرف شام و استراحت توقف مي كنيم . قرار است در لحظه تحويل سال يك سفره هفت سين بچينيم تا قلبمان با ميليون ها ايراني داخل كشور و ديگر شهروندان كشورهاي واقع در آسياي مركزي ، قفقاز و خاورميانه كه نوروز را جشن مي گيرند ، همراه شود.

به وقت تركيه لحظه تحويل سال در ساعت 1 و 20 دقيقه بامداد است ، سفره هفت سين روي ميز رستوران چيده مي شود و دهها مسافري كه در تور سفر به تركيه هستند دور آن جمع مي شوند دعاي تحويل سال نو از سوي يكي از مسافران ريش سفيد تر خوانده مي شود و همه ما آرزو مي كنيم سال نو سالي توام با خير و بركت براي همه مردم دنيا و به ويژه مردم ايران باشد.

پس از مراسم تحويل سال نو ساعت 2 بامداد به وقت محلي دوباره سوار اتوبوس مي شويم و مسافران مي خوابند . من به واسطه اينكه تا كنون تجربه سفر زميني دراز مدت نداشته ام ، خوابم نمي برد اما چشم هايم سنگين است و گهگاه چرتي مي زنم .

صبح به شهر تاريخي و زيباي " كاپادوكيه " مي رسيم و قرار است ساعت 9 به هتل برويم اما " ليدر تور " مي گويد كه قرار است ساعت 2 اتاق هاي هتل 5 ستاره را براي توقف يك شب در اين شهر تحويل بگيريم و از اين رو مسافران خسته از دو روز راهپيمايي در اتوبوس مجبور به يك توفيق اجباري تور گردش در شهر مي شوند، البته هتل محل اقامت لطف مي كند و اسباب و اثاثيه ما را در اتاق مخصوص نگه مي دارد تا سبك بار تر به گردش شهر برويم ، اما همه ما خسته ايم و اين خستگي تا زماني كه " دوش" نگيريم و يك خواب راحت 7 تا 8 ساعته داشته باشيم از تنمان بيرون نخواهد رفت.

شهری در کوه ؛ ما و آنها

گشت شهري را آغازمي كنيم و به ديدار تپه هاي زيبا كاپادوكيه ، خانه هاي كنده شده در داخل كوه ، سنگ هاي عجيب و غريب با شكل هاي جالب كوه هاي اطراف و بازار سنتي محلي و يك كارگاه هنري لوازم سفالي و... مي رويم.

شهر متروكه داخل كوه بسيار زيبا است ، به يك توريست آلماني كه او هم مثل ما براي ديدار از اين شهر متروكه به كاپادوكيه آمده مي گويم كه ما هم در استان آذربايجان شرقي ايران چنين خانه هايي داريم با اين تفاوت كه هنوز درون آنها زندگي مي كنند و ديدار از اين خانه هاي زنده مي تواند براي او بسيار جذاب تر باشد ، سخن من را تاييد مي كند و با تعجب مي گويد كه از اين موضوع خبر نداشته است ، مي گويد كه شايد روزي براي ديدار از آنجا به ايران بيايد .
این ، نشان می دهد که ما بر خلاف ترکیه ، کار چندانی برای معرفی جاذبه های گردشگری مان نداشته ایم.

شب را در هتل 5 ستاره و زيباي " پريسيا " مي گذرانيم تا صبح فردا عازم شهري ديگر در تركيه شويم .

به واسطه اينكه به زبان تركي استانبولي مسلط هستم تقريبا به صورت دوفاكتو نقش ليدر توري را بر عهده دارم هر يك از مسافران كه در خريد نياز به " ديلماج " دارد سراغ من مي آيد و من در حد مقدور براي چانه زني و رد و بدل كردن چانه زني هاي متعارف براي خريد ، هنر به خرج مي دهم .

فكر مي كنم كه تنها مسافر اين تور 45 نفره هستم كه اين چنين به زبان و فرهنگ تركي استانبولي مسلط هستم و اين تسلط به زبان در حدي است كه گاه مردم تركيه متوجه نمي شوند كه من يك توريست خارجي هستم و فكر مي كنند من هم " ترك " هستم و از من مي پرسند اهل كدام شهر هستم ؟ برايم جالب است اما بسياري از شهروندان تركيه نيز در گفتگو با من مي گويند كه از صحبت كردن من متوجه مي شوند كه من خارجي هستم ، اما آنها هم اعتراف مي كنند كه تركي استانبولي را بسيار خوب صحبت مي كنم .

آشنايي به زبان تركي كار من را براي ارتباط و شناخت عميق تر از جامعه تركيه بسيار راحت تر كرده است . تقريبا بدون هيچ مانع و مشكلي با شهروندان تركيه مشغول صحبت مي شوم و اطلاعاتي را كه مايل به كسب آنها هستم ، مي گيرم.

احمدي نژاد سوژه جذاب براي ترك ها

تقريبا مي توان اين ادعا را مطرح كرد كه علاقه مردم تركيه به احمدي نژاد زياد است . اين مطلب را مي شود از واكنش آنها به اطلاع از اينكه ما ايراني هستيم فهميد . در بسياري از موارد نخستين چيزي كه پس از آشنايي از مليت ما مطرح مي كنند نام " احمدي نژاد " است .

البته اين علاقه در همه جا يكسان نيست و در مناطق شرقي و مركزي در بيشترين ميزان و در مناطق غربي تركيه كمتر است تا اينكه در شهري چون ازمير دوستداران احمدي نژاد به حداقل خود مي رسند.

جالب اين است كه من خودم حتي براي يك بار هم كه شده نظر مردم تركيه را نسبت به احمدي نژاد نپرسيدم و آنها خود پس از اطلاع از ايراني بودن من سريعا نام احمدي نژاد را مي آوردند .

برخي از آنها از ما مي پرسيدند كه " آيا او را دوست داريم يا نه ؟ " و برخي ديگر كه گويا طبق تجربيات خود بيشتر با ايرانيان مخالف احمدي نژاد برخورد داشته اند سريعا از ما مي پرسيدند كه " چرا احمدي نژاد را دوست نداريم ؟ " و بعضا حتي ما را نصيحت مي كردند كه دوستدار او باشيم چون او در مقابل آمريكا و اسراييل و صهيونيسم بين الملل ايستاده است.

تقريبا فصل مشترك دليل قضاوت مثبت ترك ها نسبت به احمدي نژاد سخنان صريح و بي پرده او در انتقاد از سياست هاي آمريكا و موجوديت اسراييل است .

"آدم گوچلو" راننده اتوبوس ما كه در طول دو هفته سفر همواره همراه ما بود نيز يكي از خيل دوستداران احمدي نژاد بود و ايستادگي او در برابر جهان سلطه را دليل خود براي دوست داشتن رييس جمهوري ايران مي دانست.

او با حرارات زياد از حق ايران براي دست يابي به " سلاح هسته اي! " دفاع مي كرد و مرتب مي گفت : " اگر آمريكا سلاح دارد و اگر اسراييل صدها كلاهك هسته اي دارد چرا ايران نداشته باشد ؟ "

"آدم "29 ساله با اينكه تنها تحصيلات ابتدايي دارد ، اطلاعات خوبي نسبت به ايران داشت و حتي اخبار مربوط به ناآرامي هاي پس از انتخابات در ايران را نيز به دقت دنبال كرده است . او البته در مورد مسايل داخلي ايران نظرات خاص خودش را دارد .

از نظر او ايران نياز به اصلاحات ريشه اي و عميق در سياست داخلي خود دارد . وي كه از طرفداران دو آتشه " طاييب بابا " ( دوستداران طیب اردوغان نخست وزير تركيه او را به این نام می خوانند) است ، مي گويد كه اين همان كاري است كه در 9 سال گذشته از سوي طاييب بابا در تركيه هم دنبال شده و نخست وزير تركيه دست ارتش را از امور سياسي كشور كوتاه كرده و اصلاحات بنيادي در جهت رفع محدوديت هاي اجتماعي و سياسي شهروندان تركيه به انجام رسانده است.

آدم در توصيف علاقه خود به احمدي نژاد دو دليل را مطرح مي كند و مي گويد :

" علاقه من به او در دو دليل نهفته است . نخست اينكه او با ايستادگي در برابر آمريكا و امپرياليسم حرف دل ما ترك ها را مي زند . ما سال ها و دهه ها در فشار آمريكا و صهيونيسم زندگي كرده ايم و حالا مي بينيم كه يك نفر حرف دل ما را به صراحت در مجامع بين المللي فرياد مي زند ، طبيعتا ما از چنين فردي خوشمان مي آيد.

اما دليل ديگر علاقه من به او سخناني بود كه وي پس از ماجراي حمله نيروهاي اسراييل به كشتي ماوي مرمره در سال گذشته بيان كرد . احمدي نژاد به صراحت گفت كه در اين موضوع ( واكنش تركيه به حمله اسراييل )هر تصميمي كه دولت تركيه و شخص اردوغان بگيرد ، وي نيز از آن حمايت خواهد كرد . اين موضع در آن زمان براي ما خيلي دلگرم كننده بود و علاقه من به احمدي نژاد پس از اين موضعگيري او ، دو چندان شد."

دشمني با آمريكا

با توجه به گفتگوهاي عميق و طولاني با بسياري از شهروندان تركيه از طبقات مختلف ، با سطح تحصيلات مختلف و در شهرهاي مختلف اين كشور حتي يك نفر را هم نديدم كه موضعي جانبدارانه و يا حتي بي طرف نسبت به آمريكا داشته باشد .

تقريبا اكثريت قريب به اتفاق شهرونداني كه با آنها گفتگو كردم ديدگاهي ضد آمريكايي داشتند . از گرايش هاي ملي گرا تا گرايش هاي چپ و اسلام گرا در يك موضوع اشتراك نظر داشتند و آن اينكه آمريكا سردمدار امپرياليسم جهاني است .

اين ديدگاه منفي به شدت من را شوكه كرد و در عجبم كه چگونه در چنين شرايطي دولت تركيه به طور سنتي يكي از متحدان غرب و آمريكا در منطقه به حساب مي آيد؟

گويي مخالفت با آمريكا در تاروپود انديشه مردم آناتولي سرشته شده است . باور كنيد كه اغراق نمي كنم اما حتي يك نفر را هم پيدا نكردم كه ديدگاهي حتي خنثي نسبت به آمريكا داشته باشد و همه شهرونداني كه با آنها صحبت كردم نسبت به آمريكا موضع به شدت انتقادي داشتند.

با توجه به اين جو حالا بهتر درك مي كنم كه چرا حزب يا گروهي با گرايش هاي ليبرال در اين سرزمين نمي تواند پا بگيرد و بيشتر احزاب اين كشوراز سه نحله فكري " ملي گرا " ، " چپ " يا " اسلامگرا " هستند.

در بسياري از موارد گفتگوهاي من با شهروندان تركيه به جدل مي كشيد و من متعجب مي ماندم كه چگونه در حالي كه آمريكا ( بر خلاف كشور ما) صدمه يا آسيبي به اين كشور نزده اين گونه با اين كشور سر عناد دارند؟

جالب بود كه برخي مواقع درجريان گفتگوها آنها از من مي پرسيدند كه نظر خودت چيست ؟ و من هم نظر شخصي خود را اين گونه شرح مي دادم كه من شخصا با كشور و مردم و فرهنگ آمريكا دشمني ندارم و فقط با برخي سياست هاي اين كشور در دهه هاي گذشته و هم اكنون اختلاف دارم .

من به آنها توضيح مي دادم كه از نظر من منافع ملي هر كشوري مهم است اگر در جايي با همكاري با آمريكا منافع تامين مي شود بايد با آن همكاري كرد و اگر در جايي بايد در مقابل آمريكا ايستاد حتما بايد اين كار را كرد و داشتن يك عينك بدبيني قطور نسبت به آمريكا چندان عقلاني نيست ، اما اين سخنان من به مذاق آنها خوش نمي آمد و برخي به كنايه به من مي گفتند : آيا در برابر احمدي نژاد هم مي تواني اين سخن را بگويي ؟!

ايران با موشك هايش بسيار قوي است

بسياري از شهروندان تركيه كه با آنها گفتگو داشتم بر اين باور بودند كه ايران يك قدرت جهاني است كه اگر قابليت هاي نظامي و موشكي خود را نداشت ، آمريكا به اين كشور نيز همچون عراق يا ليبي حمله مي كرد.

بسياري از اين شهروندان هنگامي كه درباره موشك هاي ايران صحبت مي كردند مي شد نوعي حس غرور را در چهره آنها مشاهده كرد . راننده يك تاكسي در آنتاليا كه اصالتا يك كرد بود می گفت كه ايران موشك هايي دارد كه اگر تنها يكي از آنها را مثلا به شهري چون آنتاليا شليك كند اين شهر را با خاك يكسان مي كند!

اين راننده كه " خليل " نام داشت حتي بر اين باور بود كه ايران "سلاح هسته اي " هم دارد و به همين دليل است كه آمريكا جرات حمله به ايران را ندارد .

وي از حق ايران براي دست يابي به تكنولوژي هسته اي مي گفت و دايما از قوي شدن كشورهاي جهان اسلام دفاع مي كرد . درگفتگوي تقريبا 2 ساعته با اين راننده جوان و هنگامي كه بحث بر سر اختلافات مسلمانان و تفرقه موجود در جهان اسلام رسيد ، متوجه شدم كه اين جوان با وجود شدت ارادتي كه نسبت به اسلام دارد حتي كوچك ترين اطلاعاتي درباره تفاوت های اهل سنت و شيعه ندارد.

با خودم گفتم كه احتمالا تربيت "لاييك " كه دهه ها بر اين كشور حاكم بوده سبب شده تا شهروندان تركيه با وجودي كه به اسلام گرايش زيادي دارند ، اما كمترين اطلاعات را درباره دسته بندي هاي داخل اسلام و مسايل مختلف مورد بحث در اين دين داشته باشند.

البته " آدم گوچلو " راننده محبوب ما و يك فروشنده انجير در نزديكي بقاياي شهر تاريخي " افه سوس " ( در نزديكي شهر كوش آداسي) هم از قدرت موشك هاي ايران بسيار خوشحال بودند و با لحن حماسي خاصي از اينكه ايران مجهز به موشك هاي برد بلند است كه قادر است اسراييل را هدف قرار دهد ، ابراز رضايت مي كردند.

يك دانشجوي رشته مهندسي عمران در بازديدمان ازيك آبشار زيبا در شهر آنتاليا مي گفت كه ايران با توليد موشك هاي دور برد خود حصار امني به دور خود كشيده و اي كاش مهندسان صنايع نظامي تركيه هم قادر باشند چنين موشك هايي را طراحي و توليد كنند.