در نگاه اول به نظر می رسد عکاسی بسیار ساده است. به سادگی کادر تصویرتان را تنظیم کرده و دکمه شاتر (shutter) را می فشارید، واقعیت این است که همه می توانند عکس بگیرند اما هر کسی نمی تواند در آن استاد شود. عکاسی بسیار بیشتر از تنها یک “هدف گیری و شلیکِ” ساده است. عکاسی مهارتی است که تنها تعداد اندکی از افراد، صبر و اشتیاق آن را دارند. هنرآموزان و علاقه مندان عکاسی می بایست در زمینه اصطلاحات تخصصی از قبیل دیافراگم، سرعت شاتر، فوکوس و نوردهی اطلاعاتی کسب کنند. احتمالا تا کنون در مورد اصطلاحات ذکر شده اطلاعاتی کافی ای گردآوری کرده باشید اما آیا در مورد کاربرد افکت ها در عکاسی نیز اطلاعی دارید؟ در این پست قصد داریم در مورد ترفندها و افکت های مورد استفاده در عکاسی نکاتی را با شما به اشتراک بگذاریم. این نکات در عین سرگرم کننده بودنشان می توانند زیباییِ عکس های شما را نیز افزایش دهند.

۱ – Bokeh
اصطلاحِ Bokeh به کیفیتِ زیبا شناختیِ تاری در خارجِ محدوده فوکوس تصویر اشاره می کند. این اصطلاح به نحوه ارائهِ نور در مناطقِ روشن شده ی خارج از محدوده فوکوس می پردازد. تفاوت میان انحرافات لنز و شکلِ دیافراگم باعث به وجود آمدن ناحیه ای تار می شود که خود باعث ایجاد ظاهری زیباشناختی می شود. بسیاری از عکاسان برای ایجاد قسمت هایbokeh برجسته تعمدا از تکنیک فوکوسِ سطحی (کم عمق) استفاده می کنند. این اصطلاح از واژه ژاپنی ” boke” برگرفته شده که به معنای غبار و یا تاری است.
هم bokeh ی خوب داریم و هم bokeh ی بد. Bokeh ی بد هنگامی رخ می دهد که تاریِ تصویر بسیار گیج کننده و خشن به نظر می رسد و باعث به هم خوردن تمرکز بر روی موضوع اصلی می شود. بنابراین bokeh ی خوب باعث ارتقای یک تصویر می شود و bokeh ی بد باعث خراب شدن آن.

مثالی از Bokeh بد (تصویر بالا)
استفاده خلاقانه از Bokeh

توجه داشته باشید که شما می توانید اَشکال “بوکه” متنوعی ایجاد کنید. همان گونه که در تصاویر زیر نیز مشاهده می کنید می توانید اَشکالی از قبیل ستاره و یا قلب ایجاد کنید. این “بوکه” ها را می توانید توسط فیلترهایی با اَشکال مورد علاقه تان ایجاد کنید، حتی می توانید “بوکه” خاصِ خودتان را بسازید! اگر در این زمینه به آموزش های بیشتری نیاز دارید می تواند به این آدرس مراجعه نمایید.


۲ – Panning
واژه Panning به حرکت افقی، عمودی و یا چرخشی یک تصویرِ بی حرکت و یا ویدئو اشاره می کند. “پنینگ” تکنیکی قدیمی است. برای ایجادِ “پنینگ” می بایست شیء در حال حرکتی داشته باشید که در قبل و بعد از زمان فشردن شاتر دوربینتان آن را درون فریم تصویر دنبال کنید. این عمل افکت جالبی ایجاد خواهد کرد و نتیجه کار تصویری واضح درون پس زمینه ای تار خواهد بود. این تکنیک برای تصویربرداری از اشیای در حال حرکت و یا مسابقات و وقایع ورزشی مناسب می باشد.

کار با “پنینگ” به تمرین بسیاری نیاز دارد اما پس از کسب مهارتِ کار با آن، خواهید دید که ارزش آنهمه تلاش را داشته است. البته توجه داشته باشید که “تعقیب” یک انسان (شیء انسانی) ساده تر از تعقیب اشیاء سریع تری همچون سگ، موتورسیکلت و یا اتوموبیل می باشد.

۳- Rule of Thirds (قانون یک/ سوم ها)
“قانون یک/ سوم ها” از مهمترین اصولِ اساسی در ترکیب (composition) می باشد. این قاعده قرن های متمادی ای است که توسط هنرمندان و نقاشان و اکنون، عکاسان استفاده می شود.

در قاعده “یک/ سوم ها”، عکاس، عکس را در جهات افقی و عمودی به سه بخش تقسیم می کند به گونه ای که در انتها ۹ قسمت مساوی ایجاد می شود. شیء اصلی در میانه فریم قرار نمی گیرد، این عمل باعث می شود که آن شیء، پویا، متحرک و جذاب به نظر برسد.
هنگامی که می خواهید عکسی بگیرید و برای تنظیم فریمِ عکستان، می بایست تصویری که در نمایاب (viewfinder) و یا صفحه نمایشLCD مشاهده می کنید را در ذهنتان به سه بخش تقسیم کنید. با یک شبکه در ذهن، نقاط مهم جذاب و فریم را شناسایی کنید. برای بعضی عکاسان، این عمل به طور غیرارادی و طبیعی اتفاق می افتد اما در مورد دیگر عکاسان نیاز به تمرین خواهد داشت.


استفاده موثر از قاعده “یک/ سوم ها”، تحرک و جذابیت را در هر تصویری به وجود می آورد.
برای تولید مطالبتان، این قاعده را به خاطر بسپارید. اگر ترکیبِ تصویری را خسته کننده یافتید، همیشه می توانید آن را با استفاده از ابزار crop و reframe فتوشاپ تغییر دهید. در انتها پیشنهاد می کنم ابزارهای موجود را برای ارتقای عکس هایتان تجربه کنید.
۴ – The Golden Hour (ساعت طلایی)
“ساعت طلایی” به عنوان “ساعت جادویی” (Magic Hour) نیز شناخته می شود. این اصطلاح به اولین ساعت طلوع و یا آخرین ساعت غروب آفتاب اشاره دارد. این ساعت، ضمن این که کیفیت متفاوتی از نور را ایجاد می کند، جذابیت و گیرایی را نیز به صحنه اضافه می نماید. “ساعت طلایی” زمان ایده آلی برای ایجاد عکس هایی باشکوه است اما می بایست سریع باشید، زیرا که روشنایی به سرعت تغییر کرده و محو می شود.

واقعا چه چیزی در هنگام “ساعت طلایی” رخ می دهد؟ در هنگام طلوع و غروب آفتاب، خورشید نزدیک به افق قرار دارد و نور خورشید در حال کاهش می باشد. این کاهش به گونه ای است که روشنایی روز از نوری که به طور غیر مستقیم از آسمان می تابد تامین می شود. از ویژگی های این ساعت می توان به روشنایی ملایم تر، رنگمایه های گرم تر و سایه های بلندتر اشاره نمود. در دیگر ساعات روز، نور خورشید می تواند بسیار تند و درخشان باشد. خصوصا این که نور شدید خورشید می تواند در هنگام عکس برداری از صورت ها به عنوان یک مشکل نگریسته شود. این مشکل بدین گونه است که نور شدید در اطراف صورت و بدن افراد سایه های قوی و ناخواسته ای ایجاد می نماید.

در هنگام عکس گرفتن از مناظر، اگر این عمل در “ساعت طلایی” انجام شود رنگ های موجود در صحنه افزایش می یابند.

۵ – Golden Rectangle (مستطیل طلایی)
“مستطیل طلایی” (که تحت عناوین “میانگین طلایی” (Golden Mean) و ” نسبت طلایی ” (Golden Ratio) نیز شناخته می شود) راهنمای دیگری برای ترکیب و نوعی متفاوت از “قانون یک/ سوم” اما با پیچیدگی بیشتر، می باشد. “مستطیل طلایی” میانگینِ نسبتِ اعداد دنباله فیبوناتچی ((۱، ۱، ۲، ۳، ۵، ۸، ۱۳، ۲۱، ۳۴ و … )Fibonacci Sequence) می باشد. این نسبت، مستطیلی طلایی ایجاد می کند که شامل مربع هایی است که درون یکدیگر واقع شده اند. همانگونه که در تصویر زیر نیز مشاهده می کنید طول ضلع مربع ها به اندازه عرض مستطیلی است که در آن واقع شده اند.

همانند قاعده “یک/ سوم ها”، این مفهوم نیز به چندین قرن قبل باز می گردد. “مستطیل طلایی” حتی در نقاشی معروف مونالیزا نیز توسط لئوناردو داوینچی مورد استفاده قرار گرفته است. نقاشی ها، کارهای هنری و عکس ها تمایل دارند برای تبدیل شدن به کارهایی خیره کننده و چشم نواز از “مستطیل طلایی” استفاده کنند. می توان این نسبت زیبا را در طبیعت نیز به وفور مشاهده کرد: گل ها، صدف ها، پروانه ها و حتی بدن انسان.

قرار دادن دقیق تصویر در وسط “مستطیل طلایی” در نمایاب و یا نمایشگر LCD بسیار مشکل است. اما جای شکرش باقی است که به همین منظور چندین برنامه ارائه شده اند که می توانید توسط آن ها عکسهای تان را در ابعاد “مستطیل طلایی” Crop کرده و از آن ها در مطالب تولیدی تان استفاده کنید.

۶ – Fill Flash
Fill Flash، تکنیکی است در عکاسی که توسط آن، عکاس نواحی تیره تصویر را “پُر می کند”. این تکنیک کاملا مناسب محیط هایی است که دارای نور پس زمینه (backlit) می باشند. معمولا پس زمینه اندکی از خودِ شیء روشن تر می باشد. برای ایجاد Fill Flash می بایست ابتدا دیافراگم و سرعت شاتر را به طور صحیحی تنظیم کنید که بتواند پس زمینه را در معرض دید قرار دهد و در ادامه (با توجه به شرط حفظ کیفیت پس زمینه) برای روشن کردن پیش زمینه (foreground) از فلاش استفاده کنید.
شما هنگامی می توانید از فلاش استفاده نمایید که: شیء مورد نظرتان در سایه قرار داشته باشد، وقتی به نسبتِ پیش زمینه در پس زمینه تان نور بسیار بیشتری وجود داشته باشد، و وقتی که برای استفاده از فلاش به اندازه کافی به شیء تان نزدیک هستید. به خاطر داشته باشید فلاش های توکار تنها تا ۹ فیت را می توانند پوشش دهند. Fill Flash می تواند نواحی ای را که عمیقا تاریک شده اند را نیز روشن کند و بدون این که دیگر قسمت های تصویر را بیش از حد روشن (overexposing) کند، کیفیت تصویر را بهبود بخشد.
[توضیح: سانتی متر ۲۷۴٫۳۲= فیت ۹ ]

برای درخشان ساختن چشم ها استفاده از Fill Flash بسیار مطلوب خواهد بود. به خصوص هنگامی که در یک روز آفتابی قرار داشته باشید و شخص مورد نظرتان نیز کلاهی بر سر گذاشته باشد.



۷- Long Exposure (نور دهی طولانی)
Long exposure، یکی دیگر از افکت های جذاب عکاسی می باشد که مستلزم روزنه دیافراگم باریک و مدت زمانی طولانی سرعتِ شاتر می باشد. این کار به منظور ایجاد مناظری رویایی و تهیه تصاویری از عناصر ثابت به همراه عناصر متحرکی که محو به نظر می رسند، استفاده می شود.
“نور دهی طولانی ” می تواند بسیار دشوار باشد. این عمل می بایست در وضعیت هایی با نور اندک انجام گیرد. بیشتر اوقات عکس ها بسیار روشن خواهند شد زیرا که داشتن نور زیاد در روزهای آفتابی به عنوان یک معضل شناخته می شود. هنگامی که با نور بیش از حدی روبرو می شوید می توانید از لنز نیز استفاده کنید.
این عمل، اغلب تحت عنوان “عکاسی در شب” (night photography) خوانده می شود. موضوعات جذاب برای عکاسی در این روش ستاره ها، ماشین ها و نورهای در حال حرکت می باشند.



هرچند در اینجا تصاویر زیبایی از “نور دهی طولانی” را در نور اندک روز مشاهده می کنید اما به طور کلی عکس گرفتن ار مِه و آب با روش “نور دهی طولانی” بیشتر عمومیت دارد.


۸ – Contre-jour
Contre-jour، از افکت های معمول عکاسی محسوب می شود. این اصطلاح فرانسوی به معنای “در مقابل نور” می باشد، در این روش دوربین مستقیما در مقابل منبع نور واقع می شود، به عبارت بهتر می توان گفت که منبع نور دقیقا پشت سوژه قرار گرفته است. در واقع این روش نوعی “عکاسی شبح گونه” می باشد.
افکت contre-jour عکس هایی با کنتراست بالا را در زمینه ای سیاه و سفید ایجاد می کند. این روش جزئیات حدفاصل موضوع عکاسی و اشکال را پنهان می کند. این افکت در عکاسی مناظر و طبیعت بسیار متداول می باشد و اغلب برای اضافه کردن حالتی دراماتیک تر و تشدید عناصر و نقوش محیط به صحنه مورد نظر استفاده می شود.


contre-jour، می تواند کیفیت جزئیات عکس ها را افزایش و یا کاهش دهد. برخی پیشنهاد می کنند که از روکشِ لنز برای افزایش اثر contre-jour در عکاسی استفاده کنید، این عمل به طور قابل توجهی باعث کاهش تابش خیره کننده نور به لنز می شود. اگر نورِ بیش از اندازه ای به لنز وارد شود، باعث درخشندگی بیش از حد تصویر شده و نتیجه نهایی آن، از دست دادن کیفیت عکس می باشد.
نتیجه گیری
برای ایجاد یک تصویر زیبا و جالب لازم نیست تمام نکاتی را که در این متن گفته شده به طور کامل رعایت کنید. در حقیقت، قوانین وضع می شوند که شکسته شوند! مقوله هنر برای کاوشِ درون خود و محیط اطرافتان است. اگر می خواهید هنرمندِ خودتان شوید می بایست قبل از این که اصول را بشکنید، آن ها را فرا بگیرید. همان کاری که پابلو پیکاسو و ون گوگ انجام دادند.
البته این ها، تنها افکت های موجود در عکاسی نبودند و می توان از چندین دوجین افکت دیگر نیز نام برد. حتی شما می توانید بر طبق تجربیاتتان افکت عکاسی جدیدی ایجاد کنید. تنها محدودیت عکاسی، خلاقیت عکاس است!

منبع: ۱stwebdesigner