ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 6 نخست ... 456
نمایش نتایج: از 51 به 58 از 58
  1. #51
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    The Shelternig sky




    پیر مرد کافه : چون نمیدانیم کی میمیریم, به زندگی مانند چیزی بیکران فکر میکنیم. چیزها تنها به تعدادی مشخص اتفاق می افتند و به تعدادی اندک. چندبار دیگر آن بعدازظهر را در کودکی ات بیاد خواهی اورد. بعدازظهری را که چنان عمیق بخشی از زندگی ات شده که بی آن نمیتوانی ادامه دهی؟ شاید چهار یا 5 بار دیگر, حتی شاید کمتر, چند بار دیگر بر امدن قرص ماه را تماشا خواهی کرد؟ شاید فقط 20 بار ... اما حالا تعدادش بیکران بنظر میرسد.
  2. #52
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض


    اگر انسان وجدانش را به تمام دنیا هم بفروشد
    باز هم زیان کرده است:چه برسد به ولز!

    (مردی برای تمام فصول 1966)
  3. #53
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض


    آنجلیکا : وقتی ما بمیریم چه اتفاقی می افته ؟

    ویرجینیا ولف : چه اتفاقی می افته؟ ( مکث ) بر می گردیم به همون جایی که ازش اومدیم!

    آنجلیکا : من یامدم نمی یاد از کجا اومدم

    ویرجینیا ولف : من هم همینطور .


    ساعتها(2002)
  4. #54
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    (پادشاه جورج ششم در حال تماشای ویدئویی از سخنرانی هیتلر )
    لیلیبت : او چی می گه ؟
    پادشاه جورج ششم : نمی دونم اما فکر می کنم خیلی خوب سریع صحبت می کند!


    سخنرانی پادشاه ( 2010 )
  5. #55
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    the italian job



    به همه میتونی اطمینان کنی ولی به شیطان تو قلبشون نه !
  6. #56
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    رستگاری در شاوشنگ



    رد : بزار یه چیزی رو بهت بگم رفیق. امید یه چیز خطرناکه . امید می تونه یک مرد رو دیوانه کنه.
  7. #57
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    ریچل : مادرت از چی مُرد ؟
    هانا : 3 تا گلوله!
  8. #58
    shazde
    shazde
    Guest

    پیش فرض

    نابودگر : چرا گریه می کنی ؟
    جان کانر : منظورت مردم هست ؟
    نابودگر : بله
    جان کانر : نمی دونم . ما فقط گریه می کنیم . یکجورایی وقتی آسیب می بینیم گریه می کنیم
    نابودگر : درد دلیل گریه کردن هست ؟
    جان کانر : نه . گریه کردن زمانی اتفاق می افتد که تو هیچ کار اشتباهی نکرده باشی اما در هر صورت آسیب ببینی. فهمیدی من چی می گم ؟
    نابودگر : نه!

    ترمیناتور
صفحه 6 از 6 نخست ... 456
نمایش نتایج: از 51 به 58 از 58

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •